پنج شنبه 30 شهریور 1396

آخرین بروزرسانیچهارشنبه, 09 فوریه 3256 2pm

عناوین آخرین مطالب:
1393_14264

اخبار شهر بهارستان

جلسات هفتگی هیئت محمد رسول الله(ص)

3 YEARS گذشته  |  سرباز ولایت

بسم رب المهدی(عج)

با یاری خداوند متعال و با توسل به ائمه اطهار (ع) جلسات هفتگی هیئت محمد رسول الله (ص) منتصب به پایگاه حضرت قائم(عج) پذیرای جوانان مومن و متدین شهر بهارستان میباشد.

زمان: چهارشنبه شبها بعد از نماز مغرب و عشاء

مکان: شهر بهارستان - مسجد حضرت قائم(عج)

با نوای گرم: برادر مجتبی مهدی پور

ادامه مطلب

Loading...

مقالات اندیشه

سه گناه خانمان سوز

2 YEARS گذشته  |  فطرس

 بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـنِ الرَّ‌حِيمِ

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّ...

ادامه مطلب

Loading...

مقالات مهدویت

منم، باقی مانده خیرات الهی

3 YEARS گذشته  |  فطرس

  مردی صالح از شیعیان اهل بیت علیهم السلام نقل می کند:
« سالی به قصد تشرف به حج بیت الله الحرام، به راه افتادم. در آن سال، گرما بسیار شدید بود و بادهای سموم (سوزان) خیلی می وزید. به دلایلی از قافله عقب ماندم و راه را گم کردم؛ از شدت تشنگی و عطش از پای درآمده و بر زمین افتادم و مشرف به مرگ شدم. ناگهان ...

ادامه مطلب

Loading...

گنجینه پرسش و پاسخ (1)

كيفيت نزول قرآن چيست؟ آيا در ليلة القدر يك مرتبه نازل شده است...

3 YEARS گذشته  |  سماء

پرسش :

كيفيت نزول قرآن چيست؟ آيا در ليلة القدر يك مرتبه نازل شده است يا تدريجاً و طبق خود قرآن هر ساله ليلة القدر تكرار مي‌شود مراد از اين تكرار چيست آيا در هر ليلة القدر، قرآن نازل مي‌شود؟

ادامه مطلب

Loading...

پیامک های مناسبتی

پیامک دهه ولایت

2 YEARS گذشته  |  فطرس

 

 

 

عید آمده هر کس پی کار خویش است‌
می نازد اگر غنی و گر درویش است‌
من بی تو به حال خود نظرها کردم‌
دیدم که دمی بعد غدیر در پیش است‌
دهه ولایت و پیشاپیش عید غدیرخم مبارکباد.

ادامه مطلب

Loading...

درسنامه های فناوری اطلاعات

درس دوازدهم- چاپ اطلاعات و تنظیمات مربوط به آن

4 YEARS گذشته  |  فاطیما

 صفحه بندی و چاپ برگه ها در اکسل، یکی از عملیات مهمی است که باعث می شود تحلیل های آماری به طور مطلوب و دلخواه کاربر بر روی برگه ها چاپ شود. اکسل امکانات زیادی جهت تنظیم خصوصیت های صفحه و چاپ آنها ارائه می دهد. در این درس به بررسی این تنظیمات می پردازیم.

ادامه مطلب

Loading...

خواندنی ها

هر چه خوبی می‌کنم بدی می‌بینم !

3 YEARS گذشته  |  یاسین

هر چه خوبی می‌کنم بدی می‌بینم! دست من اصلا نمک ندارد نمی‌دانم چرا هر چه خوبی می‌کنم بدی می‌بینم؟ چقدر مردم بد شده‌اند چشم ندارند آدم را ببینند.! دوستانم هرگز قدرم را نمی‌دانند همیشه برایشان وقت می‌گذارم ، پول خرج می‌کنم و محبت می‌کنم در عوض به جز دو رنگی و بدجنسی جوابی نمی‌بینم . نمی‌دانم چرا مردم طا...

ادامه مطلب

Loading...

متن و ترجمه دعای کمیل (نیمه اول)


دعاي كميل نیمه اول

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْءٍ

خدايا من از تو مى خواهم بحق آن رحمتت كه همه چيز را فرا گرفته

وَبِقُوَّتِكَ الَّتى قَهَرْتَ بِها كُلَّشَىْءٍ

و به آن نيرويت كه همه چيز را بوسيله آن مقهور خويش كردى

وَخَضَعَ لَها كُلُّ شَىْءٍ وَذَلَّ لَها كُلُّ شَىْءٍ

و همه چيز در برابر آن خاضع و همه در پيش آن خوار است

وَبِجَبَرُوتِكَ الَّتى غَلَبْتَ بِها كل شي

و به جبروت تو كه بوسيله آن چيره گشتى

وَبِعِزَّتِكَ الَّتى لا يَقُومُ لَها شَىْءٌ وَبِعَظَمَتِكَ الَّتى مَلاَتْ كُلَّ شَىْء

و به عزتت كه چيزى در برابرش نه ايستد و به آن عظمت و بزرگيت كه پركرده هر چيز را

وَبِسُلْطانِكَ الَّذى عَلا كُلَّشَىْءٍ وَبِوَجْهِكَ الْباقى بَعْدَفَناَّءِ كُلِّشَىْءٍ

و به آن سلطنت و پادشاهيت كه بر هر چيز برترى گرفته و به ذات پاكت كه پس از نابودى هر چيز باقى است

وَبِأَسْمائِكَ الَّتى مَلاَتْ اَرْكانَ كُلِّشَىْءٍوَبِعِلْمِكَ الَّذى اَحاطَ ِكُلِّشَىْء

و به نامهاى مقدست كه اساس هر موجودى را پركرده و به آن علم و دانشت كه احاطه يافته به هر چيز

وَبِنُورِ وَجْهِكَ الَّذى اَضاَّءَ لَهُ كُلُّشىْءٍ

و به نور ذاتت كه روشن شد در پرتوش هر چيز

يا نُورُيا قُدُّوسُ

اى نور حقيقى و اى منزه از هر عيب اى

يااوَّلَ الاْوَّلِينَ وَيا اخِرَ الاْ خِرينَ

آغاز موجودات اولين و اى پايان آخرين

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَهْتِكُ الْعِصَمَ

خدايا بيامرز برايم آن گناهانى را كه پرده ها را بدرد

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ النِّقَمَ

خدايا بيامرز برايم آن گناهانى را كه عقاب و كيفرها را فرو ريزد

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُغَيِّرُ النِّعَمَ

خدايا بيامرز برايم آن گناهانى را كه نعمت ها را تغيير دهد


اَللّهُمَّ اغْفِرْ لىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُالدُّعاَّءَ

خدايا بيامرز برايم آن گناهانى را كه از اجابت دعا جلوگيرى كند

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ الْبَلاَّءَ

خدايا بيامرز برايم آن گناهانى را كه بلا نازل كند

اَللّهُمَّ اغْفِرْلى كُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتُهُ وَكُلَّ خَطَّيئَةٍ اَخْطَاْتُها

خدايا بيامرز برايم هر گناهى كه كرده ام و هر خطايى كه از من سر زده

اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ بِذِكْرِكَ وَاَسْتَشْفِعُ بِكَ اِلى نَفْسِكَ وَاَسْئَلُكَ بِجُودِكَ اَنْ تُدْنِيَنى مِنْ قُرْبِكَ

خدايا من به سوى تو تقرب جويم بوسيله ذكر تو و شفيع آورم بدرگاهت خودت را و به جود و كرمت از تو مى خواهم كه مرا به مقام قرب خويش نزديك سازى

وَاَنْ تُوزِعَنى شُكْرَكَ وَاَنْ تُلْهِمَنى ذِكْرَكَ

و شكر و سپاسگذاريت را بر من روزى كنى و ذكر خود را به من الهام كنى

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ سُؤ الَ خاضِعٍ مُتَذَلِّلٍ خاشِعٍ اَنْ تُسامِحَنى وَتَرْحَمَنى

خدايا از تو درخواست مى كنم درخواست شخص فروتن خوار ترسان كه بر من آسان گيرى و به من رحم كنى

وَتَجْعَلَنى قَِسْمِكَ راضِياً قانِعاً وَفى جَميعِ الاْحْوالِ مُتَواضِعاً

و مرا به آنچه برايم قسمت كرده اى راضى و قانعم سازى و در تمام حالات فروتنم كنى

اَللّهُمَّ وَاَسْئَلُكَ سُؤ الَ مَنِ اشْتَدَّتْ فاقَتُهُ وَاَنْزَلَ بِكَ عِنْدَ الشَّدآئِدِحاجَتَهُ وَعَظُمَ فيما عِنْدَكَ رَغْبَتُهُ

خدايا ازتو درخواست كنم درخواست كسى كه سخت فقير و بى چيز شده و خواسته اش را هنگام سختيها پيش توآورده و اميدش بدانچه نزد تو است بسيار بزرگ است

اَللّهُمَّ عَظُمَ سُلْطانُكَ وَعَلا مَكانُكَ وَخَفِىَ مَكْرُكَ وَظَهَرَ اَمْرُكَ وَغَلَبَ قَهْرُكَ وَجَرَتْ قُدْرَتُكَ وَلايُمْكِنُ الْفِرارُ مِنْ حُكُومَتِكَ

خدايا سلطنت و پادشاهيت بس بزرگ و مقامت بسى بلند استمكر و تدبيرت در كارها پنهان و امر و فرمانت آشكار است قهرت غالب و قدرت و نيرويت نافذ است و گريز از تحت حكومت تو ممكن نيست

اَللّهُمَّ لا اَجِدُ لِذُنُوبى غافِراً وَلا لِقَبائِحى ساتِراً وَلا لِشَىْءٍ مِنْ عَمَلِىَ الْقَبيحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلاً غَيْرَكَ

خدايا نيابم براى گناهانم آمرزنده اى و نه براى كارهاى زشتم پرده پوشى و نه كسى را كه عمل زشت مرا به كار نيك تبديل كند جز تو،

لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ وَبِحَمْدِكَ

نيست معبودى جز تو منزهى تو و به حمد تو مشغولم

ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم
موجيم كه آسودگي ما عدم ماست
اوميآيد .....

ظَلَمْتُ نَفْسى

من به خويشتن ستم كردم

وَتَجَرَّاءْتُ بِجَهْلى وَسَكَنْتُ اِلى قَديمِ ذِكْرِكَ لى وَمَنِّكَ عَلَىَّ

و در اثر نادانيم دليرى كردم و به اينكه هميشه از قديم به ياد من بوده وبر من لطف و بخشش داشتى آسوده خاطر نشستم

اَللّهُمَّ مَوْلاىَ كَمْ مِنْ قَبيحٍ سَتَرْتَهُ وَكَمْ مِنْ فادِحٍ مِنَ الْبَلاَّءِ اَقَلْتَهُ وَكَمْ مِنْ عِثارٍ وَقَيْتَهُ وَكَمْ مِنْ مَكْرُوهٍ َدفَعْتَهُ وَكَمْ مِنْ ثَناَّءٍ جَميلٍ لَسْتُ اَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ

اى خدا اى مولاى من چه بسيار زشتيها كه از من پوشاندى و چه بسيار بلاهاى سنگين كه از من بازگرداندى و چه بسيار لغزشها كه از آن نگهم داشتى و چه بسيار ناراحتيها كه از من دور كردىو چه بسيار مدح و ثناى خوبى كه من شايسته اش نبودم و تو آن را منتشر ساختى

اَللّهُمَّ عَظُمَ بَلاَّئى وَاَفْرَطَ بى سُوَّءُ حالى وَقَصُرَتْ بى اَعْمالى وَقَعَدَتْ بى اَغْلالى

خدايا بلاى من بسى بزرگ است و بدى حالم از حد گذشته و اعمالم نارسا است و زنجيرهاى علايق مرا خانه نشين كرده

وَحَبَسَنى عَنْ نَفْعى بُعْدُ اَمَلى وَخَدَعَتْنِى الدُّنْيا بِغُرُورِهاوَنَفْسى بِجِنايَتِها وَمِطالى

و آرزوهاى دور و دراز مرا از رسيدن به منافعم بازداشته و دنيا با ظواهر فريبنده اش مرا گول زد و نفسم بوسيله جنايتش و به مسامحه گذراندم

يا سَيِّدى فَاَسْئَلُكَ بِعِزَّتِكَ اَنْ لايَحْجُبَ عَنْكَ دُعاَّئى سُوَّءُ عَمَلى وَفِعالى

اى آقاى من پس از تو مى خواهم به عزتت كه بدى رفتار و كردار من رفتار و كردار من دعايم را از اجابتت جلوگيرى نكند

وَلا تَفْضَحْنى بِخَفِىِّ مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنْ من سِرّى وَلا تُعاجِلْنى بِالْعُقُوبَةِ عَلى ما عَمِلْتُهُ فى خَلَواتى

و رسوا نكنى مرا به آنچه از اسرار پنهانى اطلاع دارى و شتاب نكنى در عقوبتم براى رفتار بد و كارهاى بدى كه در خلوت انجام دادم

مِنْسُوَّءِ فِعْلى وَاِساَّئَتى وَدَوامِ تَفْريطى وَجَهالَتى وَكَثْرَةِ شَهَواتى وَغَفْلَتى

و ادامه دادنم به تقصير و نادانى و زيادى شهوت رانى و بى خبريم

وَ كُنِ اللّهُمَّ بِعِزَّتِكَ لى فى كُلِّ الاْحْوالِ رَؤُفاً وَعَلَىَّ فى جَميعِ الاُْمُورِ عَطُوفاً

و خدايا به عزتت سوگند كه در تمام احوال نسبت به من مهربان باش و در تمام امور بر من عطوفت فرما

الهي وَرَبّى مَنْ لى غَيْرُكَ اَسْئَلُهُ كَشْفَ ضُرّى وَالنَّظَرَ فى اَمْرى

اى معبود من و اى پروردگار من جز تو كه را دارم كه رفع گرفتارى و توجه در كارم را از او درخواست كنم

'اِلهى وَمَوْلاىَ اَجْرَيْتَ عَلَىَّ حُكْماًاِتَّبَعْتُ فيهِ هَوى نَفْسى وَلَمْ اَحْتَرِسْ فيهِ مِنْ تَزْيينِ عَدُوّى فَغَرَّنى بِمااَهْوى

اى خداى من و اى مولاى من تو بر من حكمى را مقرر داشتى كه در اجراى آن پيروى هواى نفسم را كردم و از فريبكارى دشمنم در اين باره نهراسيدم پس او هم طبق دلخواه خويش گولم زد

فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَىَّ فى جَميعِ ذلِكَ وَلا حُجَّةَ لى فيما جَرى عَلَىَّ فيهِ قَضاَّؤُكَ وَاَلْزَمَنى حُكْمُكَ وَبَلا ؤُكَ

پس در تمام آنچه پيش آمده تو را ستايش مى كنم و اكنون از حكمى كه درباره كيفر من جارى گشته و قضا و آزمايش تو مرا بدان ملزم ساخته حجت و برهانى ندارم

وَقَدْ اَتَيْتُكَ يا اِلهى بَعْدَ تَقْصيرى وَاِسْرافى عَلىنَفْسى

و اينك اى معبود من در حالى به درگاهت آمده ام كه درباره ات كوتاهى كرده و بر خود زياده روى نموده

ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم
موجيم كه آسودگي ما عدم ماست
اوميآيد .....

معتَذِراً نادِماً مُنْكَسِراً مُسْتَقيلاً مُسْتَغْفِراً مُنيباًمُقِرّاً مُذْعِناً مُعْتَرِفاً

و عذرخواه و پشيمان و دل شكسته و پوزش جو و آمرزش طلب و بازگشت كنان و به گناه خويش اقرار و اذعان و اعتراف دارم

لا اجِدُ مَفَرّاً مِمّا كانَ مِنّى وَلا مَفْزَعاً اَتَوَجَّهُ اِلَيْهِ فى اَمْرى

راه گريزى از آنچه از من سر زده نيابم و پناهگاهى كه بدان رو آورم در كار خويش ندارم

غَيْرَ قَبُولِكَ عُذْرى وَاِدْخالِكَ اِيّاىَ فى سَعَةِ رَحْمَتِكَ

جز اينكه تو عذرم بپذيرى و مرا در فراخناى رحمتت درآورى

اللهُمَّ فَاقْبَ لْعُذْرى وَارْحَمْ شِدَّةَ ضُرّى وَفُكَّنى مِنْ شَدِّ وَثاقى

پس اى خداى من عذرم بپذير و بر سخت پريشانيم رحم كن و از بند سخت گناهانم رهائيم ده

يا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ َبدَنى

اى پروردگار من بر ناتوانى بدنم

وَرِقَّةَ جِلْدى وَدِقَّةَ عَظْمى يا مَنْ بَدَءَ خَلْقى وَذِكْرىوَتَرْبِيَتى و َبِرّى وَتَغْذِيَتى هَبْنى لاِبْتِدآءِ كَرَمِكَ وَسالِفِ بِرِّكَ بى

و نازكى پوست تنم و باريكى استخوانم رحم كن اى كسى كه آغاز كردى به آفرينش من و به ياد من و بپرورشم و به احسان و خوراك دادنم اكنون به همان بزرگوارى و كرم نخستت و سابقه احسانى كه به من داشتى مرا ببخش

يااِلهى وَسَيِّدى وَرَبّى اَتُراكَ مُعَذِّبى بِنارِكَ بَعْدَ تَوْحيدِكَ وَبَعْدَمَا انْطَوى عَلَيْهِ قَلْبى مِنْ مَعْرِفَتِكَ

اى معبود من و اى آقاى من و اى پروردگارم آيا تو به راستى چنانى كه مرا به آتش عذاب كنى پس از اينكه به يگانگيت اقرار دارم و دلم به نور معرفتت آباد گشته

وَلَهِجَ بِهِ لِسانى مِنْ ذِكْرِكَ وَاعْتَقَدَهُ ضَميرى مِنْ حُبِّكَ وَبَعْدَ صِدْقِ اعْتِرافى وَدُعاَّئى خاضِعاًلِرُبُوبِيَّتِكَ

و زبانم به ذكر تو گويا شده و نهادم به دوستى تو پيوند شدهو پس از اعتراف صادقانه و دعاى خاضعانه ام به مقام بنده پرورى و ربوبيتت ؟

هَيْهاتَ اَنْتَ اَكْرَمُ مِنْ اَنْ تُضَيِّعَ مَنْ رَبَّيْتَهُ اَوْتُبْعِدَ مَنْ اَدْنَيْتَهُ

بسيار دور است ! تو بزرگوارتر از آنى كه از نظر دور دارى كسى را كه خود پروريده اى يا دور گردانى كسى را كه خود نزديكش كرده

اَوْ تُشَرِّدَ مَنْ اوَيْتَهُ اَوْ تُسَلِّمَ اِلَى الْبَلا ءِ مَنْ كَفَيْتَهُ وَرَحِمْتَهُ

يا تسليم بلا و گرفتارى كنى كسى را كه خود سرپرستى كرده و به لطف پروريده اى

وَلَيْتَ شِعْرى يا سَيِّدى وَاِلهى وَمَوْلاىَ اَتُسَلِّطُ النّارَ عَلى وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِكَ ساجِدَةً

و كاش مى دانستم اى آقا و معبود و مولايم آيا چيره مى كنى آتش دوزخ را بر چهره هايى كه در برابر عظمتت به سجده افتاده

وَعَلى اَلْسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوْحيدِكَ صادِقَةً وَبِشُكْرِكَ مادِحَةً

و بر زبانهايى كه صادقانه به يگانگيت گويا شده و سپاسگزارانه به شكرت باز شده

وَعَلى قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِاِلهِيَّتِكَ مُحَقِّقَةً وَعَلى ضَماَّئِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِكَ حَتّى صارَتْ خاشِعَةً

و بر دلهايى كه از روى يقين به خدائيت اعتراف كرده اند و بر نهادهايى كه علم و معرفتت آنها را فرا گرفته تا به جايى كه در برابرت خاشع گشته

وَعَلى جَوارِحَ سَعَتْ اِلى اَوْطانِ تَعَبُّدِكَ طاَّئِعَةً وَاَشارَتْ بِاسْتِغْفارِكَ مُذْعِنَةً

و بر اعضاء و جوارحى كه مشتاقانه به پرستشگاهايت شتافته و با حال اقرار به گناه جوياى آمرزش تو هستند

ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم
موجيم كه آسودگي ما عدم ماست
اوميآيد .....


ما هكَذَاالظَّنُّ بِكَ وَلا اُخْبِرْنا بِفَضْلِكَ عَنْكَ

چنين گمانى به تو نيست و از فضل تو چنين خبرى به ما نرسيده

يا كريمُ يا رَبِّ

اى خداى كريم اى پروردگار من

وَاَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفى عَنْ قَليلٍ مِنْ بَلاَّءِ الدُّنْيا وَعُقُوباتِها وَما يَجْرى فيها مِنَ الْمَكارِهِ عَلى اَهْلِها

اى خداى كريم اى پروردگار من و تو ناتوانى مرا در مقابل اندكى از بلاى دنيا و كيفرهاى ناچيز آن و ناملايماتى كه معمولاً بر اهل آن مى رسد مى دانى

عَلى اَنَّ ذلِكَ بَلاَّءٌ وَمَكْرُوهٌ قَليلٌ مَكْثُهُ يَسيرٌ بَقَّئُهُقَصيرٌ مُدَّتُهُ

در صورتى كه اين بلا و ناراحتى دوامش كم است و دورانش اندك و مدتش كوتاه است

فَكَيْفَ احْتِمالى لِبَلاَّءِ الاْ خِرَةِ وَجَليلِ وُقُوعِ الْمَكارِهِ فيها

پس چگونه تاب تحمل بلاى آخرت و آن ناملايمات بزرگ را در آنجا دارم

وَهُوَ بَلاَّءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ وَيَدُومُ مَقامُهُ وَلا يُخَفَّفُ عَنْ اَهْلِهِ

در صورتى كه آن بلا مدتش طولانى و دوامش هميشگى است و تخفيفى براى مبتلايان به آن نيست

لاِنَّهُ لا يَكُونُ اِلاّ عَنْ غَضَبِكَ وَاْنتِقامِكَ وَسَخَطِكَ وَهذا ما لا تَقُومُ لَهُ السَّمواتُ وَالاَْرْضُ

زيرا آن بلا از خشم و انتقام و غضب تو سرچشمه گرفته و آن هم چيزى است كه آسمانها و زمين تاب تحمل آن را ندارند

يا سَيِّدِى فَكَيْفَ لى وَاَنَا عَبْدُكَ الضَّعيفُ الذَّليلُ الْحَقيرُ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ

اى آقاى من تا چه رسد به من بنده ناتوان خوارناچيز مستمند بيچاره !

يا اِلهى وَرَبّى وَسَيِّدِىوَمَوْلاىَ، لاِىِّ الاُْمُورِ اِلَيْكَ اَشْكُو وَلِما مِنْها اَضِجُّ وَاَبْكى

اى معبود و پروردگار و آقا و مولاى من آيا براى كداميك از گرفتاريهايم به تو شكايت كنم وبراى كداميك از آنها شيون و گريه كنم ؟

لاِليمِ الْعَذابِ وَشِدَّتِهِ اَمْ لِطُولِ الْبَلاَّءِ وَمُدَّتِهِ فَلَئِنْ صَيَّرْتَنى لِلْعُقُوباتِ مَعَ اَعْدآئِكَ

آيا براى عذاب دردناك و سخت يا براى بلاى طولانى و مديدپس اگر بنا شود مرا بخاطر كيفرهايم درزمره دشمنانت اندازى

وَجَمَعْتَ بَيْنى وَبَيْنَ اَهْلِ بَلاَّئِكَ وَفَرَّقْتَ بَيْنى وَبَيْنَ َحِبّاَّئِكَ وَاَوْلياَّئِكَ

و مرا با گرفتاران در بلا و عذابت در يكجا گردآورى و ميان من و دوستانت جدايى اندازى

فَهَبْنى يا اِلهى وَسَيِّدِى وَمَوْلاىَوَرَبّى صَبَرْتُ عَلى عَذابِكَ فَكَيْفَ اَصْبِرُ عَلى فِراقِكَ

گيرم كه اى معبود و آقا و مولا و پروردگارم من بر عذاب تو صبر كنم اما چگونه بر دورى از تو طاقت آورم

وَهَبْنى صَبَرْتُ عَلى حَرِّ نارِكَ فَكَيْفَ اَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ اِلى كَرامَتِكَ

و گيرم كه اى معبود من حرارت آتشت را تحمل كنم اما چگونه چشم پوشيدن از بزرگواريت را بر خود هموار سازم

اَمْ كَيْفَ اَسْكُنُ فِى النّارِ وَرَجاَّئى عَفْوُكَ

يا چگونه در ميان آتش بمانم با اينكه اميد عفو تو را دارم

فَبِعِزَّتِكَ يا سَيِّدى وَمَوْلاىَ

پس به عزتت سوگند

اُقْسِمُ صادِقاً لَئِنْ تَرَكْتَنى ناطِقاً لاَضِجَّنَّ اِلَيْكَ بَيْنَ اَهْلِها ضَجيجَ الاْمِلينَ

اى آقا و مولاى من براستى سوگند مى خورم كه اگر زبانم را در آنجا بازبگذارى حتماً در ميان دوزخيان شيون را بسويت سر دهم شيون اشخاص آرزومند

َصْرُخَنَّ اِلَيْكَ صُراخَ الْمَسْتَصْرِخينَ وَلاََبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بُكاَّءَالْفاقِدينَ

و مسلماً چون فريادرس خواهان به درگاهت فرياد برآرم و قطعاً مانند عزيز گمگشتگان بر دورى تو گريه و زارى كنم