پنج شنبه 30 شهریور 1396

آخرین بروزرسانیچهارشنبه, 09 فوریه 3256 2pm

عناوین آخرین مطالب:
1393_14264

اخبار شهر بهارستان

جلسات هفتگی هیئت محمد رسول الله(ص)

3 YEARS گذشته  |  سرباز ولایت

بسم رب المهدی(عج)

با یاری خداوند متعال و با توسل به ائمه اطهار (ع) جلسات هفتگی هیئت محمد رسول الله (ص) منتصب به پایگاه حضرت قائم(عج) پذیرای جوانان مومن و متدین شهر بهارستان میباشد.

زمان: چهارشنبه شبها بعد از نماز مغرب و عشاء

مکان: شهر بهارستان - مسجد حضرت قائم(عج)

با نوای گرم: برادر مجتبی مهدی پور

ادامه مطلب

Loading...

مقالات اندیشه

سه گناه خانمان سوز

2 YEARS گذشته  |  فطرس

 بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـنِ الرَّ‌حِيمِ

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّ...

ادامه مطلب

Loading...

مقالات مهدویت

منم، باقی مانده خیرات الهی

3 YEARS گذشته  |  فطرس

  مردی صالح از شیعیان اهل بیت علیهم السلام نقل می کند:
« سالی به قصد تشرف به حج بیت الله الحرام، به راه افتادم. در آن سال، گرما بسیار شدید بود و بادهای سموم (سوزان) خیلی می وزید. به دلایلی از قافله عقب ماندم و راه را گم کردم؛ از شدت تشنگی و عطش از پای درآمده و بر زمین افتادم و مشرف به مرگ شدم. ناگهان ...

ادامه مطلب

Loading...

گنجینه پرسش و پاسخ (1)

كيفيت نزول قرآن چيست؟ آيا در ليلة القدر يك مرتبه نازل شده است...

3 YEARS گذشته  |  سماء

پرسش :

كيفيت نزول قرآن چيست؟ آيا در ليلة القدر يك مرتبه نازل شده است يا تدريجاً و طبق خود قرآن هر ساله ليلة القدر تكرار مي‌شود مراد از اين تكرار چيست آيا در هر ليلة القدر، قرآن نازل مي‌شود؟

ادامه مطلب

Loading...

پیامک های مناسبتی

پیامک دهه ولایت

2 YEARS گذشته  |  فطرس

 

 

 

عید آمده هر کس پی کار خویش است‌
می نازد اگر غنی و گر درویش است‌
من بی تو به حال خود نظرها کردم‌
دیدم که دمی بعد غدیر در پیش است‌
دهه ولایت و پیشاپیش عید غدیرخم مبارکباد.

ادامه مطلب

Loading...

درسنامه های فناوری اطلاعات

درس دوازدهم- چاپ اطلاعات و تنظیمات مربوط به آن

4 YEARS گذشته  |  فاطیما

 صفحه بندی و چاپ برگه ها در اکسل، یکی از عملیات مهمی است که باعث می شود تحلیل های آماری به طور مطلوب و دلخواه کاربر بر روی برگه ها چاپ شود. اکسل امکانات زیادی جهت تنظیم خصوصیت های صفحه و چاپ آنها ارائه می دهد. در این درس به بررسی این تنظیمات می پردازیم.

ادامه مطلب

Loading...

خواندنی ها

هر چه خوبی می‌کنم بدی می‌بینم !

3 YEARS گذشته  |  یاسین

هر چه خوبی می‌کنم بدی می‌بینم! دست من اصلا نمک ندارد نمی‌دانم چرا هر چه خوبی می‌کنم بدی می‌بینم؟ چقدر مردم بد شده‌اند چشم ندارند آدم را ببینند.! دوستانم هرگز قدرم را نمی‌دانند همیشه برایشان وقت می‌گذارم ، پول خرج می‌کنم و محبت می‌کنم در عوض به جز دو رنگی و بدجنسی جوابی نمی‌بینم . نمی‌دانم چرا مردم طا...

ادامه مطلب

Loading...

اشعاری درباره شهید همت


دارا و سارا
هنگام جنگ داديم صدها هزار دارا
شد كوچه هاي ايران مشكين ز اشك سارا
***
سارا لباس پوشيد ، با جبهه ها عجين شد
در فكه و شلمچه ، دارا بروي مين شد
***
چندين هزار دارا ، بسته به سر ، سربند
يا تكه تكه گشتند يا كه اسير و دربند
***
ساراي ديگري در ، مهران شده شهيده
دارا كجاست ؟ او در ، اروند آرميده
***
دوخته هزار سارا ، چشمي به حلقه در
از يك طرف و ديگر چشمي ز خون دل ، تر
***
سارا سؤال مي كرد ، دارا كجاست اكنون ؟
ديدند شعله ها را در سنگرش به مجنون
***
خون گلوي دارا آب حيات دين است
روحش به عرش و جسمش ، مفقود در زمين است
***
در آن زمانه رفتند ، صدها هزار دارا
در اين زمانه گشتند ده ها هزار« دارا »
***
هنگام جنگ دارا گشته اسير و دربند
داراي اين زمان با بنزش رود به دربند
***
داراي آن زمانه بي سر درون كرخه
ساراي اين زمانه در كوچه با دوچرخه
***
در آن زمانه سارا با جبهه ها عجين شد
در اين زمانه ناگه ، چادر( لباس جين ) شد
***
با چفيه اي كه گلگون از خون صد چو داراست
سارا ، خود از براي جلب نظر ، بياراست
***
آن مقنعه ورافتاد ، جايش فوكول درآمد
سارا به قول دشمن از اُمّلي درآمد
***
دارا و گوشواره ، حقّا كه شرم دارد!
در دستهايش امروز ، او بند چرم دارد
***
با خون و چنگ و دندان ، دشمن ز خانه رانديم
اما به ماهواره تا خانه اش كشانديم
***
يا رب تو شاهدي بر اعمالمان يكايك
بدم المظلوم ياالله ، عجّل فرجه وليّك
***
جاي شهيد اسم خواننده روي ديوار
آنها به جبهه رفتند اینها شدند طلبکار (1)
-------------------------
ما که ابراهیم همت داشتیم
سینه چاکان ولایـت داشتیم
پس چرا امشب به ساحل مانده ایم
***
پس از عـمری غریبی بی نشانی
خدا می خواست در غربت نمانی
ولی افسوس از آن سرو سرافراز
پلاکی بازگــشــت و اســـتخوانی
****
بيـا باز هم ياد لشکرکنيم
بيـا ياد مردي دلاور کنيم
بگوئيم ما(حاج همت ) که بود
امير سپاه محمد که بود
***
عاقبت رفتي ز پيشم
بهتري ديدي به کيشم
دوش مي کردم نظاره قاب عکست
ابراهيم همت بود اسم و رسمت
يادم آمد روز ديرين
خانه ات با يار شيرين
وضع خانه، آن زمانه، مرغ داني شد اجاره؟
***
ديده ام بر ديده ي تو
چشم تو بر ديده ي من
رفتي و ديده ببردي
دل بکندي و ببردي
***
چشم تو برقي نکو داشت
رعد و برقي را وضو داشت
رعد و برق بر آسمان رفت
آسمان از آن بدر رفت
کين چنين نور عظيمي از کجا آمد پديدار؟
***
همت است در اسم و رسمت
همتي در کار و کسبت
کسب تو کسب الهي
کاسبي با يار عالي
***
همتت را مي ستايم
چون تويي را مي ستايم
چون به بازار جهان بين، جان خود دادي به سبحان
***
روز و شب با خود مرورم
کسب و کاري چون سرورم
مي سرودم شعر و شورم
غايتي دارد شررها؟
***
مي رود ثانيه هامان
تک تک همت منش ها، در صف قلب و تپش ها
سبقتي از هم بگيرند، عاقبت قربان رحمان
***
سال ها بر ما گذر کرد
فکر ما ترک خطر کرد
بي خطر در کوي جانان
هيچ انساني ظفر کرد
***
ماه ها و سال ها،
بلکه يک عمري به صحرا
رفته اي و ديده اي تو
پس چرا نشنيده اي تو؟
---------------------
عشق يعني « همت » و يک دل خدا
توي سينه اشتياق کربلا
عشق يعني شوق پروازي بزرگ
در هجوم زخم‌هاي بي‌صدا
عشق يعني قصة عباس و آب
در « طلاييه » غروب آفتاب
عشق يعني چشم‌ها غرق سکوت
در درون سينه، اما انقلاب
عشق يعني آسمان غرق خون
در شلمچه گريه‌گريه.... تا جنون
عشق يعني در سکوت يک نگاه
نغمة انا اليه راجعون
عشق يعني در فنا نابود شدن
در ميان تشنگان ساقي شدن
عشق يعني در ره دهلاويه
غرق اشک چشم، مشتاقي شدن
عشق يعني حرمت يک استخوان
يادگار از قامت يک نوجوان
آنکه با خون شريفش رسم کرد
بر زمين، جغرافياي آسمان
-------------------------
«حاج ابراهیم همت» مرد جنگ
مرد ایثارو شرف مرد تفنگ
***
زاهد شب شیر خیبر بوده است
ذوالفقاری دست حیدر بوده است
***
بادگردلدادگان همراز بود
آن کبوتر عاشق پرواز بود
***
جز هوای عاشقی در سر نداشت
نخل سبزی بود اما سر نداشت
***
تا ندای هل من ناصر را شنید
در میان جبهه فریادی کشید
***
حمله را با نام حق آغاز کرد
راه را تا کوی جانان باز کرد
***
جز شهادت مقصدی دیگر نداشت
هجرتش را هیچکس باور نداشت
----------------------------------
این تیغ طعم خون و باران را چشیده ست
این تیغ سرد و گرم دوران را چشیده ست
این تیغ فکر ننگ و نام خود نبوده ست
این تیغ یک شب در نیام خود نبوده ست
این تیغ آب از غیرت «عباس» خورده
دست« حسین » فرزند زهرا را فشرده
این تیغ پیموده ست آداب طریقت
همچون«بروجردی»و«زین الدین»و«همت»

پي نوشت :

(1) سروده ای از شاعر بسیجی ابوالفضل سپهر

منبع :

نرم افزار مشغول عشق
وبلاگ حاج همت